ISS HD Earth Viewing Experiment

به این فکر کرده اید که ساکنان ایستگاه بین المللی فضایی، وقتی از پنجره به بیرون نگاه می کنند چه منظره ای را می بینند؟ همه ما تصاویری از این چشم انداز را دیده ایم اما اکنون این امکان فراهم آمده تا چنین تجربه ای را به صورت زنده و به کمک دوربینی که بر عرشه ایستگاه نصب شده و به طور مستقیم تصاویر زیر پای ایستگاه را به زمین می فرستد ببینیم. در آستانه روز نجوم دقایقی را به تماشای جهان خود از چشم انداز فضانوردان بنشینیم

2013 in review

The WordPress.com stats helper monkeys prepared a 2013 annual report for this blog.

Here’s an excerpt:

The concert hall at the Sydney Opera House holds 2,700 people. This blog was viewed about 14,000 times in 2013. If it were a concert at Sydney Opera House, it would take about 5 sold-out performances for that many people to see it.

Click here to see the complete report.

به‌دست Birooni فرستاده‌شده در Uncategorized

آیا تعداد ستارگان عالم از تعداد دانه های شن سواحل زمین بیشتر است ؟

 

 

best

 

شاید تا کنون این جمله را شنیده باشد که تعداد ستارگان عالم هستی از شمار دانه های شن روی سواحل زمین بیشتر اند. حال بیایید با هم این موضوع را بررسی کنیم . دانشمندان تعداد ستارگان موجود در کهکشان راه شیری را بین 100 تا 400 میلیارد تخمین می زنند. این در حالی است که شمار کهشان های عالم 100 میلیارد برآورد می شود و بر اساس برخی گمانه زنی ها این عدد به 500 میلیارد نیز می رسد. البته نباید فراموش کرد با فناوری و ابزار های کنونی نمی توان به صورت دقیق این اعداد را محاسبه کرد. حال اگر تعداد ستارگان هر کهکشان را ضرب در شمار کل کهکشان های عالم کنیم در حالت حدقل عدد حاصل 10 میلیارد میلیارد و در حالت حداکثر 200 میلیارد میلیارد ستاره خواهد بود.

حتی فکر کردن به چنین ارقامی و تصور گستره کیهان، چالشی بزرگ برای مغز انسان محسوب می گردد، حال چگونه می توان این اعداد را با مجموع کل شن های سواحل کره زمین مقایسه کرد؟ دانه شنی که قرار است مبنای محاسبه ما قرار گیرد تنها 0.05 میلیمتر عرض دارد. با قرار دادن 20 دانه شن در کنار هم 1 سانتی متر شن خواهیم داشت و برای هر سانتی متر مکعب از آن به 8000 دانه شن نیاز داریم. اگر 10 میلیارد میلیارد دانه شن را در محیط دایره ای قرار می دادیم شعاع آن به 10.76 کیلومتر می رسید و برای عدد 200 میلیارد میلیارد ، 72 کیلومتر عرض خواهیم داشت. اگر ما کره ای بزرگتر از زمین داشتیم پاسخ مشخص بود. اما حال که چنین نیست.

آیا این میزان شن در تمام سواحل روی زمین وجود دارد؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا احتیاج داریم که نخست میانگین میزان سواحل شنی و سپس میانگین مقادیر خطوط ساحلی که ساحل شنی نامیده می شوند را در کل کره زمین محاسبه نماییم.

بر طبق محاسبات دکتر جیسون مارشال از ریاضیدان های برجسته ایالات متحده، حدود 700 تریلیون مترمکعب ساحل شنی در زمین وجود دارد که شامل 5 میلیارد میلیارد دانه شن می گردد. دکتر مارشال اذعان دارد که عدد حاصل از محاسبات او تقریبی است و می تواند تا میزان 2 برابر کم یا زیاد شود به بیان دیگر حداقل 2.5 میلیارد میلیارد دانه شن و حداکثر 10 میلیارد میلیارد دانه شن در کل سواحل زمین.

پس این گونه می توان برآورد کرد که عدد حداقل ستاره های عالم با عدد حداکثر شمار دانه های شن روی زمین برابر است. اما به احتمال زیاد علی رغم این محاسبات تعداد کل ستارگان عالم 5 تا 10 برابر بیشتر از کل دانه های شن سواحل زمین است و نباید فراموش کنیم که مبنای محاسبات ما برای ستارگان و کهکشان ها تقریبا بر پایه مشاهدات عینی و رصدی است در حالیکه می دانیم تنها بخش کوچکی از عالم هستی با فناوری های کنونی قابل رویت است.

در پایان این موضوع را از جنبه ای دیگر مورد بررسی قرار می دهیم، این بار به جای شن، مبنای محاسبات را اتم قرار می دهیم. 10 میلیارد میلیارد اتم در کنار هم چه میزان وسعت دارند؟ هر جسمی با چنین تعداد اتم بسیار بزرگ به نظر می رسد. اما این مقدار اتم 4 بار کوچکتر از کرم گرد و غباری است که در میان پرز های موکت و تار و پود فرش خانه شما همچون سوزنی در انبار کاه است. حال بیایید دوباره محاسبه کنیم، شمار اتم ها موجود در یک دانه شن از تعداد کل ستارگان عالم بیشتر است. این است شگفتی کیهان…

مهرشاد مروجی

منبع : سرویس علمی آسمان پارس

 

 

آیا آیسان دنباله دار قرن بود؟

 

آیا آیسان دنباله دار قرن بود؟ حوادث چندین ساعت گذشته نشان داد که جواب قطعا مثبت است.

 آیسان یکی از هیجان انگیزترین نمایش های مربوط به دنباله دارها را از خود بروز داده است و شاید هیجان انگیزترین دنباله داری بوده است که حداقل در عصر فضا و در دورانی که ما فضای اطراف خورشید را با دقت زیر نظر داریم از کنار ستاره مادر ما، خورشید عبور کرده است. اگرچه آیسان از نظر درخشش به روشن ترین دنباله دار دهه های اخیر بدل نحواهد شد اما از نظر رفتارش یکی از قابل توجه ترین دنباله دار ها بود و به نوعی لقبی که به او داده بودند شایسته اش بود.

برای آنهایی که خبرهایی این چند ساعت را دنبال نکرده اند خلاصه داستان به این ترتیب بود: عصر روز پنج شنبه کم کم آیسان به حضیض خود نزدیک می شد. حضیضی نزدیک که پیش بینی دقیقی از نحوه رفتار و سرنوشت دنباله دار پس از این مواجهه را دشوار می کرد. اگر هسته اندکی بزرگتر و یا نقطه حضیض اندکی دورتر بود، تقریبا مطمئن می بودیم که هسته دنباله دار جان سالم به در خواهد برد و اگر اندکی شرایط در جهت معکوس پیش می رفت می شد با اطمینان گفت که دنباله دار قطعا از بین خواهد رفت. اما قرار گرفتن در لبه مرز کار پیش بینی را دشوار می کرد و برای همین بسیاری چشم به تصاویر زنده تلسکوپ فضایی سوهو داشتند تا رفتار دنباله دار را رصد کنند. پیش از اینکه دنباله دار در زیر قرص خورشید نگار تلسکوپ پنهان شود درخشی کوتاه در هسته و و ظهور دنباله ای کشیده از ذرات در پی آن نشان می داد که احتمالا بخشی از هسته در این مرحله در هم شکسته است. دنباله دار زیر قرص تیره کسوف ساز تلسکوپ پنهان شد و زمانی که از تصویر بیرون آمد خبری از هسته آن نبود. ردی مه آلود و گسترده که همه را مطمئن می کرد دنباله دار آیسان نتوانسته است از این حضیض نزدیک جان سالم به در ببرد.

001اولین نماها پس از گذر از کنار خورشید که در آن نه نشانی از هسته و نه نشانی از گیسو است.

اما این پایان داستان نبود در فریم های بعدی ناگهان نشانه ای از هسته درخشان ظاهر شد و زمانی که دنباله دار – یا بقایای آن و یا هر اسم دیگری که باید به آن داد – از خورشید دورتر شد به سرعت این باقی مانده که دنباله ای بسیار گسترده داشت شروع به پر نور شدن کرد.

soho-going-comingنمایی از تاج نگار سوهو و آیسان قبل و بعد از حضیض. تصویر سمت راست احتمالا همزمان با در هم شکستن هسته دنباله دار است 

تا پیش از دیروز دو پیش بینی عمده در این باره صورت می گرفت. یا دنباله دار زنده می ماند و یا می میرد. اما هیچ کس ترکیبی از این دو را پیش بینی نمی کرد. دنباله دار به عبارتی یک بار مرد و دوباره زنده شد اما آن چیزی که زنده شده است همان دنباله دار قبلی نیست. رفتار شگفت انگیز آیسان شبیه به رفتار زامبی ها است. مرده های زنده، کسانی که پس از مرگ به زندگی بر می گردند اگرچه نباید آنها را با چیزی که قبل از مرگ خود بودند اشتباه گرفت.

ison_soho_nov282218utc.jpg.CROP.original-originalنمایی ترکیبی از دوربین های مختلف سوهو در بالا سمت چپ باقی مانده هسته شروع به درخشان شدن کرده است

در ساعات رخ دادن این اتفاق دانشمندان ، منجمان آماتور و نویسندگان علمی، شب بی نظیری را در فضاهای مجازی سپری کردند. فلیپ پلیت بارها مجبور شد نوشته های خود در وب سایت بد آسترونومی را به روز کند. در ناسا و در مرکز پویش دنباله دار آیسان،  کارل بتامز و متیو نایت در حال بررسی دنباله دار بودند بیش از همه مورد سوال قرار می گرفتند. او یک بار در توییتی نوشت: «در این سال ها هزاران خورشید خراش را بررسی کرده ایم و هیچ گاه چنین رفتاری از خود بروز نداده اند.»

ison-survives_0

نمای میدان دید باز سوهو از نزدیک شدن و دوباره زنده شدن بخشی از ایسان پس از حضیض

اما چه اتفاق افتاده است؟

برای پاسخ قطعی به نظر می رسد به زمان بیشتری نیاز داریم. هسته دنباله دار پیش از آنکه به حضیض خود برسد- همانطور که در تصاویر مشخص است- شروع به شکسته شدن و از هم گسستن می کند. نتیجه این رفتار در عین حال آن دنباله طولانی و کشیده است که در تصاویر دیده می شود. با نزدیک تر شدن به خورشید هسته دنباله دار به از هم پاشیدگی و تصعید خود ادامه می دهد و گیسو و دنباله خود را به طور کامل از دست می دهد این مشابه همان اتفاقی است که برای دنباله دار خورشید خراش  لاوجوی در ۲۰۱۱ هم افتاده بود . در این بین بخش کوچکی از هسته که احتمالا در این فرآیند دوام آورده است با دور شدن از خورشید شروع به فعالیت – موقت – می کند و دنباله جدید و هسته درخشانی را تشکیل می دهد و به زندگی بر میگردد.

Comet ISON Dives Toward the Sun from Babak Tafreshi on Vimeo.

 

چرا این هسته با فاصله گرفتن از خورشید درخشان شده است؟ دقیقا نمی دانیم اما احتمالا به ساختار درونی هسته دنباله دار و این بخشی از آن که توانسته جان سالم به در ببرد بر گردد.

مشخصا هنوز اطلاعات زیادی درباره این جرم جدید یا این دنباله دار زامبی وار نداریم و به همین دلیل پیش بینی آنچه در چند روز آینده در آسمان صبحگاهی به نمایش خواهد گذشت چیزی بهتر از حدس های اولیه نیست. شاید این باقی مانده هسته نمایشی کم سو را در آسمان ایجاد کند و شاید پیش از آن خاموش شود. (اگر این فرض درست باشد که علت درخشان شدن با تاخیر این قطعه از هسته، پوشیده شدن آن در زیر لایه ای از غبار یا مواد معدنی  بوده که نقش محافظ را بازی کرده و با دور شدن از خورشید و از بین رفتن این لایه جت های این باقی مانده هسته فعالیت خود را شروع کرده اند، آن وقت می توان انتظار داشت که ظرف یکی دو روز آینده  به سرعت فعالیت هسته کاهش پیدا کرده و خاموش شود اما این فقط یک فرض اولیه خام است که اعتبارش در غیاب اطلاعات بیشتر و دقیق تر به خوبی هر حدس دیگری است)

اما فارغ از رفتار آیسان در آسمان صبحگاهی شکی نیست که عصر و شب گذشته یکی از هیجان انگیزترین زمان ها برای علاقه مندان دنباله دارها بود و آنها – شاید برای اولین بار – از نزدیک شاهد رفتاری عجیب و بی سابقه از یک دنباله دار بودند.

اما یک سوال باقی می ماند. چرا آیسان تا این حد مورد توجه قرار گرفت و تا این جد پیش بینی های ضد و نقیض درباره آن مطرح شد؟ در کلام خلاصه داستان به این بر می گردد که آیسان دنباله دار نو قدمی بود که باری اولین بار قدم به قلمرو منظومه شمسی می گذاشت و دنباله دارهای نو قدم معمولا رفتاری غیر قابل پیش بینی دارند. برای اینکه بیشتر از این داستان مطلع شوید بخشی از مقاله ای که درباره آیسان برای این شماره دانستنیها ترجمه و تالیف کردم را در ادامه می آورم با این توضیح که می توانید برای خواندن مقاله کامل و همچنین مطلبی درباره دنباله دارهای تاریخی دو قرن اخیر به آخرین شماره دانستینها مراجعه کنید.

پیش از آن اما یک نکته حاشیه ای: شاید اشتباه می کنم اما به نظرم می رسد واکنش بخشی از جامعه نجوم آماتوری ما نسبت به این رویداد جای فکر کردن دارد. در اوج ساعاتی که این نمایش با شکوه در حال رخ دادن بود بخشی از دوستان – شاید به شوخی – متن های ادبی سوزناکی در غم آیسان می نوشتند و برخی مقایسه های شگفت انگیزی درباره آن مطرح می کردند. اگر از امکان شوخی بودن این نوشته ها بگذریم دو حالت وجود دارد: یا اینکه بخشی از ما آن قدر نتیجه محور شده ایم که لذت بردن از خود رویدادها را فراموش کرده ایم و تنها چون مثلا این دنباله دار در آسمان درخشان نمی شود و ما نمی توانیم آن را ببینیم یا عکس بگیریم از لذت مشارکت در رویدادی چنین بی نظیر غافل می شویم و فراموش می کنیم چه شگفتی بزرگی در حال رخ دادن است و یا اینکه شاید اصولا فلسفه کار اماتوری و نجوم آماتوری را فراموش کرده ایم.

به هر حال اگر علاقه مند به مرور داستان آیسان از ابتدا و مرور پیش بینی های قبل از رخداد حضیض هستید متن ادامه شاید برایتان جالب باشد:

۲۱ سپتامبر سال ۲۰۱۲ بود که دو ستاره شناس آماتور روسی به نام های ویتالی نوسکی (Vitali Nevski) و آرتیوم نویچونوک (Artyom Novichonok) با کمک یک تلسکوپ ۱۶ اینچی متعلق به پروژه ای به نام شبکه علمی اپتیکی بین المللی یا  International Scientific Optical Network موفق شدند جرم مه آلودی را کشف کنند که به آهستگی در مقابل زمینه ستاره های آسمان جابجا می شد. بررسی های بعدی ثابت کرد که جرم نویافته دنباله داری است که با اسم رسمی C/2012 S1 طبقه بندی شد و البته در بین علاقه مندان به نام مستعارش که برگرفته از نام پروژه ای بود که در آن کشف شده بود یعنی آیسان (ISON) شناخته شد.

در ابتدای کشف این دنباله دار و رصدهای بعدی مشخص شد این دنباله دار نسبت به دنباله دارهایی در این فاصله درخشش بالایی دارد و همین مساله باعث شد برخی از گمانه زنی های اولیه موجی از هیجان را ایجاد کند. برخی آن را دنباله دار قرن و حتی هزاره نامیدند و برخی از تخمین های اولیه نشان می داد زمانی که در ۲۸ نوامبر به حضیض مداری خود می رسد و ا ز کنار خورشید عبور کند درخشش در آسمان از درخشش ماه کامل نیز بیشتر خواهد شد و بدین ترتیب در دوران پرشکوه دنباله دارهای معاصر بهجایگاه ویژه ای برای خود دست و پا کند. دورانی که در آن ما شاهد بروز دنباله دارهای باشکوهی مانند هیل باپ در سال  ۱۹۹۷ بودیم که درخشش به حدی رسید که می شد در محیطی با الودگی هوا و نوری میدان انقلاب تهران به راحتی آن را در آسمان مشاهده کرد. یا شاهد ظهور دنباله دار هیاکوتاکه با آن دنباله چشمگیر و عظیمش بودیم که نزدیک به ۹۰ درجه در آسمان کشیده می شد و یا همین اواخر که شاهد ظهور دنباله دار شگفت انگیز مک نات (۲۰۰۷) بودیم. 

اما داستان دنباله دارها شبیه به قهرمانان افسانه ای است آنها در برزخی از امید و یاس دست و پا می زنند و این سرنوشت در انتظار دنباله آیسان نیز بود. پس از موج هیجان اولیه رصدهای بعدی بسیاری را نا امید کرد به طوری که بسیاری حتی شک کردند که آیا این دنباله دار می تواند تا زمان ملاقات با خورشید دوام بیاورد یا نه. وقتی رصدهای بعدی از زنده بودن دنباله دار خبر داد برخی امیدها دوباره زنده شد.

اما آنچیزی که باعث شد تا درباره آیسان چنان موج هیجان اولیه و چنان افسردگی ثانویه ای به وجود آید به نکته مهمی بر می گشت که در تعیین سرنوشت دنباله دارها بسیار موثر است و در داده های اولیه غایب بود. این داده با ارزش پاسخ این سوال بود که آیا آیسان دنباله داری تازه است که برای اولین بار به ملاقات خورشید می آید و یا دنباله داری است که پیش تر نیز این مسیر را طی کرده و دنباله دار تازه واردی به شمار نمی آید؟

اهمیت این پرسش در این نهفته بود که اگر دنباله دار قدیمی باشد رفه نوعی رفتار تثبیت شده ای دارد و دوران پر حادثه ورود تازه به منظومه شمسی را پشت سر گذاشته است. الگوی رفتارش تقریبا مشخص است و بر اساس رفتارش در دوردست های مدار (مانند میزان درخشش در زمانی  که هنوز فاصله طولانی با خورشید دارد) می توان رفتار آینده اش در هنگام نزدیک شدن به حضیض مداریش و خورشید را پیش بین کرد. اما در مقابل این روند برای دنباله دارهای تازه وارد متفاوت است. اکثر این دنباله دارها در اطراف هسته خود یک لایه پوسته یخی دارند که زمانی که هنوز در دوردستهای مدار قرار داشته و تحت تاثیر اولین تغییرات حرارتی قرار م یگیرند، این لایه به سرعت تصعید شده و گیسوی درخشان ولی موقتی برای دنباله دار شکل می دهد که باعث می شود هسته دنباله دار درخشان شود. این درخشش می تواند فریبنده باشد و ناظران زمینی را به این خیال باندازد که حتما این روند ادامه می یابد اما با نزدیک تر شدن به خورشید و جدا شدن آن گیسو هسته کوچک تر و غیر فعال تری باقی می ماند که رفتارش الزاما مطابق پیش بینی هایی که بر اساس دنباله دارهای کهنه کار منظومه شمسی رخ می دهد نیست. این اتفاق در این اواخر برای دنباله دار پن استارز (PanStarrS)  رخ داد.

بدین ترتیب دنباله دارهای قدیمی مانند بنت (Bennett – ۱۹۷۰)، وست (west – ۱۹۷۶)  و هالی (Halley – ۱۹۸۶) قابلیت پیش بینی بهتری در هر گذر دارند و می توان از رفتارهای آنها پیش از آنکه به حضیض نزدیک شوند میزان درخشش آنها را نیز پیش بینی کرد.

رصدهایی بعدی و دقیق تری که در باره آیسان صورت گرفت نشان داد که آیسان قطعا دنباله داری تازه وارد است.

همین مساله علت درخشش زودهنگام و کاهش درخشش آن در ماه های بعد را توضیح می داد بدین ترتیب به نظر می رسید که آیسان نیز گام در جای پای دو دنباله دار دیگری می گذارد که از آنها نیز به دنباله دارهای قرن یاد م یشد و تنها نمایشی معمولی از خود به جای گذاشتند؛ دنباله دار کانینگهام (Cunningham) در ۱۹۴۰ آنچنان موجی از هیجان را ایجاد کرد که خیلی ها را امیدوار کرد هنگام حضیضش در کریسمس آن سال ستاره بیت اللحم دوم بدل شود و به دنباله درخشان ایام کریسمس تبدیل شود. ۳ دهه بعد چنین پیش بینی برای دنباله دار دیگری به نام Kohoutek رخ داد و البته در هر دو مورد این دو دنباله دار تازه وارد بعد از ایجاد آن امیدواری اولیه بر وعده خود وفا نکردند و به دنباله دارهای معمولی بدل شدند. این رفتار در اکثر دنباله دارهای تازه وارد تکرار می شود و البته گاه استثنا هایی هم وجود دارد . برای مثال دنباله دار مک نات که در سال ۲۰۰۷ اپرچه دنباله داری تازه وارد به منظومه شمسی به شمار می رفت اما پس از گذر از نزدیک خورشید دنباله ای خیره کننده از خود به جای گذاشت و ساکنان نیمکره جنوبی را با نمایی شگفت انگیز مواجه ساخت.

حالا دنباله دار آیسان در مرزی میان یاس و امید به خورشید نزدیک می شود در روز ۲۸ نوامبر امسال از فاصله ۲/۱ میلیون کیلومتری سطح خورشید عبور خواهد کرد. این فاصله آن قدر نزدیک است که دنباله دار را در رده دنباله دارهای خورشید خراش قرار می دهد. آنچه بعد از این رخ می دهد به نحوه این ملاقات و تاب و توان هسته آیسان بستگی دارد.

اگر هسته آیسان نتواند این گذر را تاب بیاورد اتفاقی مانند آنچه بر سر دنباله دار لاوجوی آمد در انتظارش است، احتمالا هسته دنباله دار شکسته خواهد شد و تسبیح دانه ای از هسته های باقی مانده از آن سوی خورشید ظاهر می شوند. این شبیه اتفاقی است که برای دنباله دار لاوجوی افتاد و قبل تر و در سال ۱۹۷۶ بر سر دنباله دار وست آمد. در مورد دنباله دار وست اتفاقا همین اتفاق باعث شد تا دنباله دار در آسمان شب منظره ای خیره کننده خلق کند.

 احتمال بیشتری وجود دارد که دنباله دار از این عبور جان سالم به در ببرد. بررسی دنباله دارهای پیشین و گذرهای قبلی آنها این حدس را که آیسان بتواند این گذر را به سلامت پشت سر بگذارد افزایش می دهد در این صورت همه چیز به ساختار هسته دنباله دار بستگی خواهد داشت. فعال شدن جت های هسته می تواند باعث ایجاد گیسویی درخشان شود.

همه این داستان نشان می دهد گفته رایجی درباره دنباله دارها چقدر درست است:«وتی نوبت به دنباله دار ها می رسد قطعی ترین پدیده در باره رفتار آینده آنها پیش بینی ناپذیری آنها است»

اما همه این ها اتفاقا باعث می شود تا با هیجان و دقت بیشتری در شب های زمستان چشم به آسمان بدوزیم. احتمال زیاید وجود دارد که دنباله دار آیسان در آسمان با چشم غیر مسلح دیده شود و احتمال کمتری در دو سوی طیف یاس و امید. اما قطعا زمستان امسال نام آیسان بر پدیده های آسمان شب حکمروایی خواهد داشت.

منتشر شده در تاریخ ۰۸ آذر ۱۳۹۲ توسط پوریا ناظمی

http://pourianazemi.com

 

به‌دست Birooni فرستاده‌شده در Uncategorized

پیام خود را به فضا بفرستید !

 

پیام های خود را از این جا بفرستید:

 

https://www.lonesignal.com/users/sign_up

 

http://www.lonesignal.com

 

 

یک گروه از دانشمندان، تاجران و فعالان عرصه سرگرمی قصد دارند به جای انتظار منفعلانه برای نشانه‌های حیات هوشمند در کیهان، نخستین تلاش بشری برای ارسال پیام‌های مستمر به هوش فرازمینی را اجرایی کنند.

پروژه » لون سیگنال» از هرکس که دارای ارتباط اینترنتی است می‌خواهد که به ارسال پیام به فضاهای دور تر کمک کند تا بتوانند حضور خود را در کیهان اعلام کنند.

loneSignal

 
ارنستو کولیزا مسئول بازاریابی اصلی لون سیگنال دریک نشست خبری که طی آن اهداف این پروژه اعلام شد اظهار داشت: تا جایی که به یاد می‌آورم به بالا نگاه کرده و از خودم می‌پرسیدم که آیا کسی از آن بالا به من نگاه می‌کند یا خیر. فکر می‌کنم این فقط یک کنجکاوی ذاتی باشد که همه ما از آن برخورداریم. همه ما می‌خواهیم آنچه که در دیگر سو است را ببینیم این مسئله به میزان کنجکاوی ما ارتباط دارد.

دانشمندانی که با پروژه لون سیگنال همکاری دارند یک نقطه محبوب در فضا را انتخاب کرده‌اند که همه پیام‌هایی که از طریق شبکه این شرکت ارسال می‌شود به یک منظومه ستاره‌ای به نام Gliese 526 ارسال می‌شود. این منظومه در فاصله 17.6 سال نوری زمین قرار دارد.

جیکوب هک میرسا دانشمند ارشد این پروژه گفت: در این منطومه محققان هنوز سیاره‌ای که دور یک ستاره کوتوله قرمز بچرخد پیدا نکرده‌اند اما Gliese 526 یک کاندیدای مناسب برای پشتیبانی از حیات است که در فهرست منظومه‌های قابل سکونت نزدیک شناسایی شده است.

هک میرسا و اعضای تیم وی تصمیم دارند که این سیگنال را در آینده به یک منظومه ستاره‌ای منتقل کنند.

پیر فابر از بنیانگذاران این پروژه اظهار داشت: ما می‌خواهیم این کار سرگرم کننده باشد اما از سوی دیگر به دنبال استراتژی بلند مدت هستیم. ما اکنون نزدیکترین و منطقی‌ترین ستاره‌ها را هدف می‌گیریم.

اوپراتورهای لون سیگنال در زمان ارسال پیام به Gliese 526 از ایستگاه زمین جیمزبورگ استفاده می‌کنند، یک دیش رادیویی در مرکز کالیفرنیا که در سال 1968 ساخته شد. لون سیگنال این آنتن را به مدت 30 سال اجاره کرده است اما مقامات این شرکت امیدوارند که این پروژه طولانی‌تر از این مدت باشد.

 

https://i1.wp.com/l3.yimg.com/bt/api/res/1.2/yOUNyd5fCwX20vX2RKPtkg--/YXBwaWQ9eW5ld3M7cT04NTt3PTYzMA--/http://media.zenfs.com/en/blogs/scienceweather/Red-Dwarf-planet.jpg

مقامات این پروژه اظهار داشتند که امواج تلویزیونی، رادیویی و سایر پرتوهای الکترومغناطیسی به طور مستمر توسط دستگاه‌های سراسر جهان منتشر می‌شود؛ اما این سیگنال‌ها ضعیف‌تر از سیگنال‌هایی است که لون سیگنال ارسال می‌کند، از طرفی قابلیت شناسایی سیگنال‌هایی که این پروژه ارسال می‌کند در منظومه مقصد بیشتر است.

ایستگاه زمینی جیمز بروک چندین نوع پرتو به مقصد منظومه ستاره‌ای Gliese 526 ارسال می‌کند. یک پرتو دربرگیرنده پیام سلام است که توسط ستاره شناسی به نام مایکل بوش ارائه شده است. در این پیام موقعیت زمین توضیح داده شده و عناصر جدول تناوبی مورد اشاره قرار می‌گیرد و تعریفی از اتم هیدروژن در رمز دو دوئی ارائه می‌شود.

اگر یک گروه از بیگانگان فضایی روی یک سیاره که دور مدار Gliese 526 می‌چرخد دستگاهی معادل آرایه تلسکوپ آلن کالیفرنیا داشته باشند می‌توانند این پیام را شناسایی، ضبط و احتمالا رمز گشایی کنند.

نکته جالب درباره این پروژه این است که اعضای آن پیام‌های مردم از سراسر دنیا را به فضا ارسال می‌کند اما تنها نخستین پیام از سوی مردم رایگان خواهد بود اما پیام‌های بعدی که می‌تواند شامل پیام‌های تصویری باشد، دارای هزینه است.

 

اگر نیاز به کمک داشتید در بخش دیدگاه ها بیان کنید.